بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٠٨ - استنتاج
وَ لا تَشْتَرُوا بِعَهْدِ اللَّهِ ثَمَناً قَلِيلًا ...[١]
«پيمان و عهد الهى را با بهاى كم مبادله نكنيد- و بدين وسيله عهد خدا را نشكنيد.»
اين تنها حكم شرعى نيست كه وفاى به عهد را واجب شمرده است تا غير متشرّعين از اين وظيفه مهم شانه خالى كنند، بلكه در اين خصوص حكم شرعى تأكيدى بر حكم عقلى به حساب مىآيد؛ زيرا قبل از حكم شرع، عقل وفاى به عهد را لازم شمرده و حفظ روابط صحيح خانوادگى، اجتماعى، اقتصادى، سياسى و ...
را در گرو رعايت وفاى به عقود؛ از جمله عهد مىداند، تزلزل در استحكام اين ركن اجتماعى مىتواند سرمايه اعتماد را در ميان مردم به تاراج ببرد و روابط حسنه را به روابط ناپايدار و غيرقابل اعتماد تبديل كند. قرآن چه زيبا مىفرمايد:
... فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً[٢]
«هركس پيمانشكنى كند، به زيان خود پيمان شكسته است و آنكس كه نسبت به عهدى كه با خدا بسته وفا كند به زودى پاداش عظيمى به او خواهد داد.»
آيه كريمه مىخواهد بفرمايد: زيان شكستن تعهّدات، ابتدا متوجه خود انسان مىشود؛ زيرا اعتماد ديگران نسبت به او سلب مىشود و چه زيانى بالاتر از اين! به عكس، فايده وفاى به عهد نيز اوّل متوجه خود انسان متعهّد مىگردد؛ زيرا اعتماد ديگران نسبت به او تقويت مىشود و حرف و سخنش بالاترين و معتبرترين مدرك براى همگان مىگردد و چه اجرى عظيمتر از اين؟!
از ديدگاه قرآن، ناديده گرفتن تعهّدات تكوينى و تشريعى و شكستن پيمانهاى اجتماعى، بدون عذر موجّه، آنقدر مردود و مذموم شناخته شده است كه انسان عهدشكن مورد لعن و محروم از رحمت خدا شده است:
وَ الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثاقِهِ وَ يَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ
[١] - نحل: ٩٥
[٢] - فتح: ١٠