بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨٨ - استنتاج
بين ما فاصله است.
|
گفت پس من نيستم معشوق تو |
من به بلغار و مرادت در قتو |
تو در مذهب عشق گرفتار آفت شرك و دوگانهپرستى شدهاى؛ زيرا هم عاشق ذات منى و هم عاشق حالاتى كه به واسطه عشق من بر تو عارض شده است و در يك دل، دو عشق نمىگنجد. عشق به ذات من، عشق باقى است و عشق به حالات عشق من، فانى و از بين رفتنى است.
|
عاشقى تو بر من و بر حالتى |
حالت اندر دست نبود يافتى |
پس با اين حساب من براى تو مطلوب كلى و معشوق منحصربهفرد نيستم. من يك وسيلهاى شدهام براى تو جهت رسيدن به هدفى كه آن ذوق و حظ حالات عاشقى باشد
|
پس نيم كلّى مطلوب تو من |
جزو مقصودم تو را اندر زمن |
من فىالمثل براى تو خانه معشوق مىمانم نه خود معشوق و تو مىخواهى با ورود به اين خانه، به معشوقت برسى نه به من، چنانكه اگر كسى در تلاش براى به دست آوردن صندوقچهاى باشد به خاطر نقدينه درونش است وگرنه بدون نقدينه صندوقچه ارزش يافتن ندارد.
|
خانه معشوقهام معشوق نى |
عشق بر نقدست بر صندوق نى |
و اين همان شركى است كه قرآن در طريق عبوديت، عباد اللّه را از آن برحضر داشته است.
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً. «١»
«و اينكه مساجد از آن خدا است، در اين مساجد احدى را با خدا نخوانيد.»
______________________________
(١)- جن: ١٨