بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٧ - استنتاج
|
گر بيابد آلت فرعون او |
كه به امر او همىرفت آب جو |
|
|
آنگه او بنياد فرعونى كند |
راه صد موسى و صد هارون زند |
|
|
كرمكست آن اژدها از دست فقر |
پشّهاى گردد ز جاه و مال صقر |
|
|
اژدها را دار در برف فراق |
هين مكش او را به خورشيد عراق |
استنتاج
كنايه؛ يعنى پوشيده سخن گفتن، بهطورىكه معناى آن صريح نباشد. به عبارت ديگر، كنايه عبارت از آن است كه لفظى را استعمال كنند و به جاى معناى اصلى، يكى از لوازم آن معنا را اراده كنند؛ مانند «درازگردن» و «بالاكشيده»، ذكر اين دو جمله براى معناى اصلى آن نيست بلكه لازمه آن دو، يعنى حمق است؛ زيرا در عرف عام درازى گردن و بلندى قامت نشانه حماقت است. «درازگردن» و «بالا كشيده» را در اين مثال «مكنّى» و حمق را «مكنّى عنه» گويند.
كنايه را به اعتبار مكنّى عنه، به «كنايه بعيد» و «كنايه قريب» تقسيم كردهاند.
كنايه بعيد آن است كه انتقال از كنايه به مكنّى عنه با چند واسطه يا به دشوارى امكان يابد؛ مانند «بيچاره را با اين دمدمه در كوزه فقاع كردند». در كوزه فقاع كردن كنايه است از تحميق و اغفال؛ زيرا نتيجه نوشيدن فقاع مستى و نتيجه مستى غفلت و بىخبرى است و همچنين است در اين عبارت «ديو آز را در شيشه كرد»، در شيشه كردن بهمعناى مخذول و منكوب كردن و كنايه از عمل معروف ساحر است و كنايه قريب آن است كه انتقال از كنايه به مكنّى عنه بغير واسطه و به سهولت دست دهد؛ چنانكه در مثال «درازگردن» و «بالاكشيده» آورديم. «١»
غرض از بيان مطلب فوق در خصوص «كنايه» اين بود كه يكى از روش رايج مولانا در مثنوى براى تفهيم حقايق، استفاده از «كنايه» است. مولانا در اين كتاب توانسته است حرف دلش را در قالبهاى مختلف؛ از جمله در قالب «كنايه» به حد وفور آن هم به نحو احسن بريزد و شكلهاى زيبايى از آن در معرض ديد سالكان
______________________________
(١)- فرهنگ معين.