بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٨ - استنتاج
الى اللّه قرار دهد.
*** مولانا در راستاى بيان سرگذشت عبرتانگيز فرعون، مىرسد به حكايت مارگيرى كه اژدهاى افسردهاى را مرده پنداشت و او را در ريسمانى پيچيد تا براى تماشا به بغداد آورد و خوانديد عاقبت تأسفبار اين كار خطرناك را، قبل از بيان نتيجهگيرى مولانا. مىتوان حكايت فوق را بشرح زير تفسير نمود:
مارگير، كنايه است از انسان جاهل و مطيع هواى نفس.
اژدها، كنايه است از نفس اماره.
برف، كنايه است از حالت محروميت نفس از خواهشهاى مادى.
بغداد، كنايه است از دنياى تنعّم و تلذّذ و تعيّش نفس.
خورشيد، كنايه است از حالت گرمابخش و پرتحرك به اجابت رسيدن تمنّيات نفس.
وقتى اژدهاى نفس اماره انسان گرسنه و تشنه و محروم از اجابت تمنّيات باشد، در گوشهاى ناتوان و بىحركت مىافتد و انسان بيچاره گمان مىكند كه او مرده است ولى وقتى زمينهاى براى تنعم و تعيّش او فراهم آيد شروع مىكند به جنبوجوش كردن، به حدّى كه سر به طغيان گذارده، همه ارزشهاى انسانى و اخلاقى صاحبش را مىبلعد و در نهايت خود انسان را نيز در كام هلاكت و نابودى قرار مىدهد.
«عن ابي محمّد الوابشي قال: سمعت ابا عبد اللّه ٧ يقول: احذروا أهواءكم كما تحذرون اعداءكم فليس شىء أعدى للرّجال من اتّباع أهوائهم و حصائد ألسنتهم».
«حضرت امام صادق ٧ فرمود: از هوىوهوس خود برحذر باشيد؛ چنانكه از دشمنان خود برحذر باشيد؛ زيرا چيزى براى مردان دشمنتر از پيروى هوسها و محصول زبانهايشان نيست.» «١»
______________________________
(١)- اصول كافى، باب ١٠، پيروى از هوى.