بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٩ - استنتاج
آويختند. آنگاه كه بر بالاى چوبه دار قرار گرفت، شيطان در نظرش مجسّم شد و گفت: من بودم كه تو را به اين وضع گرفتار ساختم و اگر آنچه را مىگويم اطاعت كنى وسيله نجاتت را فراهم خواهم كرد. عابد پرسيد: چه كنم؟ شيطان گفت: اگر تنها يك سجده بر من كنى كافى است. عابد گفت: در اين حالتى كه مىبينى توانايى ندارم، شيطان گفت: اشارهاى كفايت مىكند. عابد با گوشه چشم يا با اشاره دست به شيطان سجده كرد و در دم جان سپرد و كافر مرد. «١»
آرى چنين است اعمال شهوت جنسى و همه شهواتى كه انسان را با دام خود صيد مىكنند.
*** مولانا در اين حكايت عمق زيان شهوت جنسى را به همان بيانى كه خوانديد نقل مىكند و در پايان نتيجهاى كه از اين حكايت مىگيرد، اينگونه در اختيار سالكان طريق قرار مىدهد:
«اى سالك طريقت و اى طالب حقيقت، تو نيز مانند من از مستى شهوت دستبردار و آن را براى حيوانات بگذار.»
|
همچو من از مستى شهوت ببر |
مستى شهوت ببين اندر شتر |
شما كه در طريق حقيقت به مستى و بىخودى علاقهمنديد، برويد سراغ مستى فرشتگان، آنگاه است كه خواهيد ديد مستى شهوت در مقابل مستى فرشتگان چه بىمقدار است!
|
باز اين مستى شهوت در جهان |
پيش مستى ملك دان مستهان |
وقتى مستى فرشتگان كه نمادى از مستى روحانى و معنوى است بر سالك فائق آمد، ديگر هيچ التفاتى به شهوت پست و بىمقدار حيوانى ندارد.
|
مستى آن مستى اين بشكند |
او به شهوت التفاتى كى كند؟ |
______________________________
(١)- تفسير نمونه، ج ٢٣، ص ٥٤٤ و تفسير مجمع البيان ذيل آيه ١٦ سوره حشر