بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨ - استنتاج
منبر رفت، پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: چه شده است گروهى را كه طيّبات را بر خود حرام كردند! آگاه باشيد- من كه پيغمبر شما هستم- شبها مىخوابم، نكاح مىكنم،- همه روز روزه نيستم بلكه- افطار مىكنم؛ «فمن رغب عن سنّتى فليس منّى» «هركس از سنت من سرپيچى كند از من نيست.» «١»
از ميان شهواتى كه معمولا انسان گرفتار آنها مىشود، شهوت جنسى است كه بدترين و خطرناكترين شهوتها است. گرفتار شدن در اين دام، عاقبتى جز هلاكت و تباهى ندارد. تاريخ بشريت چهرههايى را سراغ دارد كه به خاطر ارضاى شهوت جنسى، چه قتل و غارتها كه نكردند و چه آتشها كه نيفروختند! و عجيب اينكه اين چهرهها تنها چهرههاى برجسته زر و زور و قدرت نيستند بلكه در ميان آنان چهرههاى مقدسى ديده مىشود كه قداست معنوى آنان قربانى ارضاى شهوت جنسىشان گشته است؛ از آن ميان مىتوان از «برصيصا» نام برد كه خلاصه سرگذشت او چنين است:
در ميان بنى اسرائيل عابدى بود به نام «برصيصا». او زمانى طولانى عبادت كرد و به آن حد از مقام قرب رسيد كه بيماران روانى را به حضورش مىآوردند و او دعا مىكرد و مريضها سلامت خود را باز مىيافتند. روزى زنى جوان از خانوادهاى با شخصيت را به وسيله برادرانش نزد او آوردند و بنا شد مدتى بماند تا شفا يابد.
اينجا بود كه شيطان به وسوسهگرى پرداخت و آنقدر صحنه را در نظر او زينت داد تا آن مرد عابد را فريفت و سرانجام به آن زن جوان تجاوز كرد. چيزى نگذشت كه فهميد آن زن باردار شده است! او را به قتل رسانيد و در گوشهاى از بيابان دفن كرد!
برادرانش باخبر شدند كه مرد عابد دست به چنين جنايت هولناكى زده و خواهرشان كشته است. اين خبر در تمام شهر پيچيد و به گوش امير رسيد. امير با گروهى از مردم حركت كرد تا از ماجرا آگاه شود، هنگامى كه جنايت عابد مسلّم شد، او را از عبادتگاهش فرو كشيدند و پس از اقرار به گناه، دستور داد به دارش
______________________________
(١)- مجمع البيان ذيل آيه ٨٧ و ٨٨ سوره مائده و بحار الأنوار، ج ٧٠، ص ١١٦