بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٨٦
حكايت ١٧٨/ صفحه ٣٩٠
|
مرده گردم خويش بسپارم به آب |
مرگ پيش از مرگ، امن است از عذاب |
|
حكايت گرفتار آمدن سه ماهى در آبگيرى. خدا هيچ امتى را بدون اتمام حجت عذاب نمىكند.
حكايت ١٧٩/ صفحه ٣٩٦
|
گفت شخصى خوب ورد آوردهاى |
ليك سوراخ دعا گم كردهاى |
|
حكايت شخصى كه به هنگام طهارت گرفتن دعاى استنشاق مىخواند. همه گرفتارىهاى ما نتيجه ناهنجارىهاى رفتارى است.
حكايت ١٨٠/ صفحه ٤٠٠
|
پند گفتن با جهول خوابناك |
تخم افكندن بود در شوره خاك |
|
حكايت شخصى كه با حيله پرندهاى را شكار كرد و فريب دادن پرنده شكارچى را. سه عامل مؤثر در پرورش فكرى افراد.
حكايت ١٨١/ صفحه ٤٠٤
|
كى شود گلزار و گندمزار اين |
تا نگردد زشت و ويران اين زمين |
|
حكايت شخصى كه زمين را شخم مىزد و ابلهى به او اعتراض كرد كه هان چرا زمين را خراب مىكنى؟
تخريب به دوگونه است.
حكايت ١٨٢/ صفحه ٤٠٦
|
خرمن فرعون را داد او به باد |
هيچ شه را اينچنين صاحب مباد |
|
حكايت مشورت فرعون با وزيرش در خصوص دعوت حضرت موسى. وزير و سخنى در خصوص اين واژه.
حكايت ١٨٣/ صفحه ٤١١
|
ز آن بود جنس بشر پيغمبران |
تا به جنسيت رهند از ناودان |
|
حكايت كودكى كه بر لبه بام آمد و رهنمايى حضرت على مادرش را براى نجات كودك. چرا پيغمبر از نوع انسان بود؟