بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٧ - استنتاج
شده، بلكه در امور عبادى نيز مورد قبول شارع مقدس قرار نگرفته است.
قرآن كريم مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ «١»
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، چيزهاى پاكيزه را كه خداوند حلال كرده، بر خود حرام نكنيد و از حد تجاوز ننماييد؛ زيرا خداوند متجاوزان را دوست نمىدارد.»
وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ «٢»
«و از نعمتهاى حلال و پاكيزهاى كه خداوند به شما روزى داده، بخوريد و از- مخالفت- خداوندى كه به او ايمان داريد بپرهيزيد.»
در شأن نزول دو آيه فوق آمده است كه روزى رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله در وصف قيامت مطالبى را براى مسلمين بيان فرمودند، سخنان پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله آنچنان تكاندهنده بود كه گروهى گريستند و به دنبال آن، ده نفر از صحابه كه حضرت على ٧ هم جزو آنان بود، در خانه عثمان بن مظعون جمع شدند و سوگند ياد كردند كه لذايذ دنيا را بر خود حرام كنند.
حضرت على ٧ سوگند خورد كه شبها نخوابد و همه شب تا صبح به عبادت بپردازد. بلال سوگند خورد كه همه روز روزه بگيرد. عثمان بن مظعون سوگند ياد كرد كه با همسر خود آميزش نكند. روزى همسر عثمان بن مظعون كه زن جوانى بود، به ديدار عايشه همسر پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله آمد، عايشه وقتى اين زن جوان را ديد پرسيد: چه شده است تو را؟ چرا به خودت نمىرسى؟ همسر عثمان گفت:
براى چه كسى به خودم برسم؟ شوهرم زهد اختيار كرده، سپس شروع كرد ماجرا را براى عائشه تعريف كردن. عايشه اين خبر را به گوش پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله رسانيد. پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله با شنيدن اين خبر ناراحت شد بهطورىكه همه را در مسجد جمع كرد و خود بالاى
______________________________
(١)- مائد: ٨٧
(٢)- مائده: ٨٨