بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥٢ - استنتاج
قبطى مىرسيد، تبديل به خون مىشد. اين عذاب با اين كيفيت، به مدت هفت روز طول كشيد و در اين مدت، قبطيان آب و غذايى نمىخوردند مگر آنكه خون بود.
سرانجام نزد موسى آمدند و از او خواستند كه از خدايت بخواه تا از ما رفع عذاب كند تا ما نيز از دشمنى با تو دست برداريم. با درخواست موسى ٧ اين عذاب از آنان برداشته شد. ولى كار در اينجا به پايان نرسيد و فرعون و فرعونيان طبق معمول دوباره پيمانشكنى كردند و در مقابل موسى و بنى اسرائيل به ستم رفتار كردند.
فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ
«اما هنگامى كه بلا را پس از مدت معينى كه به آن مىرسيدند، از آنها برمىداشتيم پيمان خويش را مىشكستند.»
فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ[١]
«سرانجام ما از آنها انتقام گرفتيم و آنها را در دريا غرق كرديم؛ زيرا آيات ما را تكذيب كردند و از آن غافل بودند.»
*** مولانا در اين حكايت با مطرح كردن گوشهاى از ماجراى خون شدن آب قبطيان، اينگونه نتيجه مىگيرد كه: استفاده از آب حيات معنوى براى انسانهايى كه قبطىصفتند ممكن نيست. آنان انسانهايى هستند كه كفر چشم دلشان را نابينا كرده و از رؤيت چهره زيباى مهتاب حقايق محرومند. شرط رهايى از اين مشكل، گرويدن به موساى عقل و اعراض از فرعون نفس اماره است.
|
قوم موسى شو، بخور اين آب را |
صلح كن با مه، ببين مهتاب را |
|
ظلمت محروميت از نعمتهاى مادى و معنوى كه فضاى زندگى تو را پوشانده، بازتاب خشمى است كه بر سبطيان حقيقت و سالكان طريقت روا داشتى. خشمت را فرونشان و چشمان دلت را بگشا تا با مشاهده نور حقيقت شاد شوى.
[١] - اعراف: ١٣٥ و ١٣٦