بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٥ - استنتاج
حكايت ١٠٧
|
همچو من از مستى شهوت ببر |
مستى شهوت ببين اندر شتر |
بز كوهى نرى از دست صيادان بىرحم براى چريدن به روى كوههاى مرتفع، به اين سو و آن سو مىرفت، اين حيوان در حال چريدن علف، از بالاى قلّه ناگهان چشمش به بز كوهى مادهاى افتاد كه روى قلّه كوه مقابل، مشغول چريدن بود. چشم بز نر با ديدن بز ماده به سياهى مىرود و شهوت آنچنان بر او غلبه مىكند كه فاصله هزاران گز بين دو قله در نظرش دو گز مىرسد از اينرو براى رسيدن به ماده با سرمستى تمام به طرف قله مقابل مىپرد و در نتيجه ميان دو كوه فرود مىآيد و باز در چنگال شكارچيان گرفتار مىشود.
|
همچو من از مستى شهوت ببر |
مستى شهوت ببين اندر شتر |
|
|
باز اين مستى شهوت در جهان |
پيش مستى ملك دان مستهان |
|
|
مستى آن مستى اين بشكند |
او به شهوت التفاتى كى كند؟ |
استنتاج
شهوت، از ماده «شها»، به ميل و خواهش نفس مىگويند، البته ميلى كه شدتش از حد معمول تجاوز كرده، اميال ديگر را تحتالشعاع قرار دهد و تمام توجّه شخص را منحصرا به موضوع خود جلب نمايد. «١»
______________________________
(١)- راغب، فرهنگ معين.