بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٠٤ - استنتاج
حكايت ١٨١
|
كى شود گلزار و گندمزار اين |
تا نگردد زشت و ويران اين زمين؟ |
|
شخصى مشغول كندن زمين بود كه ابلهى از راه رسيد و به او اعتراض كرد و گفت: هان! چرا زمين را مىكنى؟ و چرا خاكها را زير و روى مىكنى؟
شخص در پاسخ وى گفت: اى ابله، به دنبال كار خود باش و وقت مرا نگير.
مگر نمىدانى بايد از ويرانى آبادانى را به دست آورد.
|
كى شود گلزار و گندمزار اين |
تا نگردد زشت و ويران اين زمين |
|
|
كى شود بستان و كشت و برگ و بر |
تا نگردد نظم او زير و زبر |
|
|
پارهپاره كرده درزى جامه را |
كس زند آن درزى علامه را؟ |
|
|
كه چرا اين اطلس بگزيده را |
بردريدى؟ چه كنم بدريده را؟ |
|
استنتاج
در هر امرى، تخريب دوگونه است: «تخريب با هدف تخريب!» و «تخريب با هدف آبادانى». اگر تخريب با هدف تخريب صورت پذيرد ناپسند و مذموم است زيرا هيچ نتيجه عاقلانه و مثبتى ندارد و جز ضرر و زيان، چيزى به همراه نمىآورد؛ مانند تخريب ساختمانها و آبادىهايى كه بر اثر جنگ و منازعات گريبانگير انسان مىگردد! ولى تخريب با هدف سازندگى و آبادانى، چيزى جز