بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٠٢ - استنتاج
متعلّمين، از عوامل حتمى و غيرقابل اغماض است. اينكه عامل آمادگى پذيرش و استعداد متعلّمين و سالكان طريق را مهمتر از دو عامل پيش شمرديم، به اين جهت است كه به ثمر رسيدن بذرهاى هدايت و نتيجه دادن تلاشهاى هاديان طريقت، همه و همه در گرو آمادگى پذيرش متعلمين است. بذر هرچند اصلاح شده و سالم باشد، كشاورز هرچند پرتلاش و دلسوز عمل كند، تا زمين آماده پذيرش نباشد، نه آن بذر ثمر خواهد داد و نه اين تلاش نتيجهمند خواهد شد.
عالىترين موارد تعليم در سيستم آموزش اديان الهى، توسط پرتلاشترين و دلسوزترين معلّمان؛ يعنى پيغمبران خدا به جامعه بشرى ارائه شده است ولى باز مىبينيم آيينه قلب گروهى استعداد انعكاس اين حقايق را ندارند تا جايى كه قرآن آنان را مردگانى مىپندارد كه قدرت شنيدن سخن را ندارند و خطاب به پيغمبر چنين مىفرمايد:
فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ
«تو نمىتوانى صداى خود را به گوش مردگان برسانى و نه سخنت را به گوش كران هنگامى كه روى مىگردانند.»
وَ ما أَنْتَ بِهادِي الْعُمْيِ عَنْ ضَلالَتِهِمْ إِنْ تُسْمِعُ إِلَّا مَنْ يُؤْمِنُ بِآياتِنا فَهُمْ مُسْلِمُونَ[١]
«و نمىتوانى نابينايان را از گمراهيشان هدايت كنى، تو تنها سخنت را به گوش كسانى مىرسانى كه ايمان به آيات ما مىآورند و در برابر حق تسليمند.»
تشبيه اينگونه انسانها به مرده يا به انسانهاى ناشنوا و كور، به خاطر اين است كه آنان با انتحار شخصيت معنوى خود و بستن دروازههاى ورود دريافتها؛ يعنى چشم و گوش، امكان فهم حقايق را از خود سلب كردهاند، بهطورىكه پاشيدن بذر معارف الهى در شورهزار قلب سياه آنان چيزى جز بر كفر و عنادشان نمىافزايد.
[١] - روم: ٥٢ و ٥٣