بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٩٦ - استنتاج
حكايت ١٧٩
|
گفت شخصى: خوب ورد آوردهاى |
ليك سوراخ دعا گم كردهاى |
|
شخصى به هنگام گرفتن طهارت در بيت الخلا، به جاى اينكه دعاى استنجا بخواند و بگويد:
«اللّهم حصّن فرجي و اعفّه»؛ «خدايا! شرمگاهم را از اعمال بد مصون فرما و از تبهكارى بدورش دار!» دعاى استنشاق را خواند و گفت: «اللّهمّ لا تحرّم علىّ ريح الجنّة ...»؛ «خدايا! بوى بهشت را بر من حرام نفرما.»
شخصى كه دعاى بىهنگام او را شنيد، گفت: دعاى خوبى خواندى ولى سوراخ دعا را گم كردهاى.
|
گفت شخصى خوب ورد آوردهاى |
ليك سوراخ دعا گم كردهاى |
|
|
اين دعا چون ورد بينى بود، چون |
ورد بينى را تو آوردى به كون؟ |
|
|
رايحه جنّت ز بينى يافت حرّ |
رايحه جنّت كى آيد از دبر |
|
|
اى تواضع برده پيش ابلهان |
وى تكبّر برده تو پيش شهان |
|
|
آن تكبّر بر خسان خوبست و چست |
هين مرو معكوس، عكسش بند توست |
|
استنتاج
همه گرفتارىها و زيانهاى فردى و اجتماعى- اعم از جزئى و كلى، مادى و معنوى، دنيايى و آخرتى كه متوجه انسان مىگردد- نتيجه ناهنجارىهاى رفتارى او