بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٨٦ - استنتاج
استنتاج
شطّاح، در لغت گستاخ و بىشرم را گويند و در اصطلاح صوفيه، شطحيات به سخنانى گفته مىشود كه خلاف شرع انور باشد كه معمولا صوفيه در شدّت وجد و حال چنين سخنانى بر زبان مىرانند. معروفترين اين سخنان را منصور حلّاج و بايزيد بسطامى گفتهاند كه عبارت است از: «انا الحقّ- منم حق» و «سبحاني ما اعظم شأني- پاكيزه است وجودم، داراى چه شأن بزرگى هستم» و «ليس في جبّتي الّا اللّه- در حبهام غيراز خدا كسى نيست» و لا إِلهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ؛ «معبودى جز من نيست پس مرا پرستش كنيد.»[١]
|
با مريدان آن فقير محتشم |
بايزيد آمد كه: تك يزدان منم |
|
|
گفت مستانه عيان آن ذو فنون |
لا اله الّا انا، ها! فاعبدون |
|
آنچه مسلّم است، اگر كسى اينگونه سخنان را از روى علم و عمد بر زبان جارى كند، از ديدگاه اسلام حكم ارتداد بر وى جارى مىشود؛ زيرا اينگونه دعاوى براساس ادلّه عقليه و نقليه، مشتمل بر كفر و شرك به پروردگار جهانيان است.
... لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ...؛[٢] «همانند او چيزى نيست.»
فَلا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثالَ ...؛[٣] «براى خدا امثال- و شبيه- قائل نشويد.»
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ؛[٤] «منزه است خداوند از توصيفى كه آنها مىكنند.»
... سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ.[٥]
«منزّه است خدا از آنچه براى او شريك قرار مىدهند.»
و كسى كه بعد از پذيرش ايمان، به كفر و شرك روى آورد مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ
[١] - مقتبس از آيه ٢٥ سوره انبياء
[٢] - شورى: ١١
[٣] - نحل: ٧٤
[٤] - صافات: ١٥٩
[٥] - طور: ٤٣