بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٧٨ - استنتاج
|
جهد كن تا پير عقل و دين شوى |
تا چو عقل كل تو باطنبين شوى |
|
استنتاج
آيا انتخاب جوان براى پذيرش پستهاى كليدى اشتباه است؟!
براى پاسخ به اين پرسش، ابتدا بايد مرورى در تعريف واژه «جوان» داشته باشيم، سپس در خصوص اين كلمه تحقيقى به عمل آوريم.
به هرچيزى كه از عمر او چندان نگذشته باشد، «جوان» گويند؛ خواه انسان باشد، خواه حيوان و خواه نبات[١].
جوان را به عربى «شباب»، «فتى» و «غلام» گويند.
شباب، از ماده «شوب» است و شوب؛ يعنى آميختن و مخلوط كردن چيزى با چيز ديگر، چنانكه قرآن در مورد نوشيدنىهاى اهل جهنم مىفرمايد:
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ[٢]
«سپس روى آن آب داغى كه مخلوط به تعفن و آلودگى است مىنوشند.»
فتى، در لغت به تازه جوان، گفته مىشود؛ چنانكه در آيات متعددى به اين معنى آمده، از جمله: در جريان مبارزه حضرت ابراهيم ٧ با بتپرستان آمده است:
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ.[٣]
«گفتند: شنيديم جوانى از- مخالفت با- بتها سخن مىگفت كه او را ابراهيم مىگفتند.»
و اين زمانى بود كه سن شريف حضرت ابراهيم، از شانزده سال تجاوز نمىكرد.
غلام، به جوانى مىگويند كه موى پشت لب بالايش تازه روييده باشد، چنانكه قرآن مىفرمايد:
[١] - فرهنگ معين.
[٢] - صافات: ٦٧
[٣] - انبياء: ٦٠