بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٣٥ - استنتاج
تفكر و تدبّر انسان است.
... كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ[١]
«اينچنين آيات خود را براى گروهى كه تفكر مىكنند، شرح مىدهيم.»
... كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ[٢]
«اينچنين خداوند آيات را براى شما روشن مىسازد شايد تفكر كنيد.»
بنابراين، تفكر و انديشيدن در پديدههاى خلقت، يك اصل است كه تمسك به اين اصل انسان را به آفريننده پديدهها هدايت مىكند.
بىجهت نيست كه بيشترين افراد اهل جهنم را انسانهايى تشكيل مىدهند كه اهل تفكر و انديشه نبودند.
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها[٣]
«بطور مسلم گروه بسيارى از جن و انس را براى دوزخ آفريديم، آنها دلها، عقلها- يى دارند كه با آن- انديشه نمىكنند و- نمىفهمند و چشمانى دارند كه با آن- حقايق را نمىبينند و گوشهايى دارند كه با آن- سخن حق را- نمىشنوند.»
*** مولانا در اين حكايت به اين نكته اشاره مىكند كه راه تحصيل عرفان و معرفت توحيدى، تمسك به اصل انديشيدن و تفكر در آيات آفريدگار است؛ چرا كه انديشه راهى است به سوى دنياى درون پديدهها، همان درونى كه جلوات بيرونى نشانههاى كوچكى از آن به حساب مىآيد.
لذا از قول صوفى به آن انسان كمحوصله چنين مىگويد:
اى انسان بو الهوس و ظاهرنگر، آثار واقعى پروردگار در درون پديدهها است و
[١] - يونس: ٢٤
[٢] - بقره: ٢١٩
[٣] - اعراف: ١٧٩