بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٧ - استنتاج
«اللّهمّ انّى اسئلك باسمك يا ستّار ...»
«خدايا! از تو مىخواهم به حق نامت، اى پوشاننده عيبها ...»
و در صحيفه سجاديه، خداوند را با اين صفت مىخوانيم:
«اللّهمّ و اذ سترتني بعفوك»؛ «خدايا! اكنون كه به پرده عفو، عيب مرا پوشاندى.»[١]
و در دعاى روز چهارم ماه مبارك رمضان مىگوييم:
«و احفظن فيه بحفظك و سترك ...»
«مرا در اين روز در پوشش صيانت و در پرده سترت محفوظ بدار.»
«لك الحمد على سترك بعد علمك».
«سپاس تو را بر پوشندگيت پس از آگاهى و علمت.»[٢]
همانگونه كه گفتيم، گرچه در قرآن كريم از ماده «ستر» صفتى براى پروردگار بزرگ نيامده است ليكن منابع اسلامى پر است از اتصاف اين صفت به پروردگار تا جايى كه يكى از اعتقادات ما اين است كه اگر خداوند متصف به اين صفت نبود و در مورد بندگانش عيبپوشى نمىكرد ماهيتهاى پنهانى برملا مىشد و ناامنى و عدم اعتماد افراد به يكديگر موجب از هم گسيختن نظم جامعه مىگشت. اين صفت آنچنان داراى اهميت است كه حضرت على بن موسى الرضا ٧ ايمان مؤمن را در گرو دارا بودن اين صفت دانسته مىفرمايد:
«لا يكون المؤمن مؤمنا حتّى يكون فيه ثلاث خصال: سنّة من ربّه و سنّة من نبيّه و سنّة من وليّه فأمّا السّنّة من ربّه فكتمان السّر، و امّا السّنّة من نبيّه فمداراة النّاس و امّا السّنة من وليّه فالصّبر في البأساء و الضّرّاء».
«مؤمن به ايمان واقعى نمىرسد مگر اينكه در او سه خصلت باشد: خصلتى از
[١] - صحيفه سجاديه، دعاى ٣٤- ٣٢
[٢] - همان.