بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٥ - استنتاج
تو با ادعاى پوچ و بىاساس، تلاش مىكنى نقطههاى ضعف خود را بپوشانى در حالىكه واقعيت براى همگان آنچنان روشن است كه براى توست.
|
مر تو را اى هم به دعوى مستزاد |
اين بدستت اجتهاد و اعتقاد |
|
تو چون زن صوفى خيانتكارى؛ زيرا به ظاهر دم از تقوا و پاكى مىزنى ولى در باطن شيطان رجيم را در خانه دلت مخفى ساختهاى.
|
چون زن صوفى تو خائن بودهاى |
دام مكر اندر دغا بگشودهاى |
|
تو در پيش هر آدم فاسدى دم از پاكى و راستى و امانت و تقوا مىزنى و شرم مىكنى از اينكه بندگان خدا ماهيت پليدت را بدانند، در حالىكه از خدا شرم نمىكنى، خدايى كه درون و بيرون و پنهان و عيان تو را مىبيند و مىداند.
|
كه ز هر ناشسته رويى گپ زنى |
شرم دارى وز خداى خويش نى |
|
وَ أَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا بِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ[١]
«گفتار خود را پنهان كنيد يا آشكار- تفاوتى نمىكند- او به آنچه در دلهاست آگاه است.»
[١] - ملك: ١٣