بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٤ - استنتاج
|
سايههايى كه بود جوياى نور |
نيست گردد چون كند نورش ظهور |
|
استنتاج
علماى علم منطق، تقابل را به چهار قسمت تقسيم كردهاند: ١- تقابل نقيضين ٢- تقابل ملكه و عدم ملكه ٣- تقابل ضدين ٤- تقابل متضايفين. و شرح هريك از چهار قسمت فوق در جاى خود بيان شده است.
چيزىكه در اينجا به مناسبت استنتاج حكايت، موردنظر ماست، تقابل ضدّين است. تقابل ضدّين مثل: سفيدى و سياهى، نور و ظلمت، علم و جهل و ... در تقابل ضدّين هرگز دو ضد در موضوع واحد جمع نمىشوند؛ مثلا نمىشود كه جسمى هم به رنگ سفيد باشد هم سياه، البته ممكن است كه مقدارى از يك جسم سياه باشد و مقدار ديگرش سفيد، ولى ممكن نيست همانجايى كه رنگ سفيدى به خود گرفته، رنگ سياه هم بخود بگيرد. بنابراين، اگر سفيد است سياه نيست و اگر سياه است سفيد نيست. همچنين است دو پديده نور و ظلمت در موضوع واحد. هرجا نور است، تاريكى نيست و هرجا تاريكى است نور وجود ندارد. ظلمت وقتى آمد نور را از بين مىبرد و همچنين زمانى كه نور آمد ظلمت را پاكسازى مىكند.
بنابراين، بر حجم يك فضاى محدود، تا روشنايى حاكم است، تاريكى وجود ندارد و زمانى كه تاريكى حضور پيدا كرد روشنايى از آن فضا رخت برمىبندد.
و همچنين است ساير پديدههايى كه در مقام ضد با پديده ديگر است.
... قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِي الظُّلُماتُ وَ النُّورُ ...[١]
«بگو آيا نابينا و بينا يكسان است؟ آيا ظلمتها و نور برابرند؟»
آرى، همچنانكه نابينايى با بينايى و ظلمت با نور مساوى نيست و حقيقت هريك از اين پديدهها با ديگرى تفاوت دارد، همچنين اجتماع اين دو نقيض (اعمى
[١] - رعد: ١٦