بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٠ - استنتاج
وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ[١]
«ما تو را جز براى همه مردم نفرستاديم تا- آنها را به پاداشهاى الهى- بشارت دهى و- از عذاب او- بترسانى ولى اكثر مردم نمىدانند.»
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ جَمِيعاً ...[٢]
«بگو: اى مردم من فرستاده خدا به سوى همه شما هستم.»
تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً[٣]
«پاينده است خداوندى كه قرآن را بر بندهاش فرستاد كه جهانيان را بيم دهد.»
براساس اين ويژگى بود كه پيغمبر بزرگوار اسلام تلاش مضاعف مىكرد تا مردم را با مكتب انسانساز اسلام آشنا سازد. اين تلاش عاشقانه به حدّى بود كه آرامش جسم و روان پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله را به مخاطره انداخت تا جايى كه خدا به دلدارى پيغمبرش پرداخت و فرمود:
لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ[٤]
«گويا مىخواهى جان خود را از شدّت اندوه از دست بدهى، به خاطر اينكه آنها ايمان نمىآورند!»
بنابراين، همه دعوتها، فشارها، تهديدها، تخديرها، ناملايمات و جنگهاى پيامبر به خاطر اين بود كه انسانها، راه گمشده خود را بيابند و از آتش گمراهى و ضلالت كه در پيش روى آنهاست به بوستان سعادت و خوشبختى دنيا و آخرت رهنمون گردند. رسول گرامى اسلام فرمود:
«مثلى كمثل رجل استوقد نارا فلمّا اضائت ما حولها جعل الفراش و هذه الدّوابّ الّتي تقع في النّار يقعن في النّار و جعل بحجزهنّ و يغلبنه فيتقحّمن
[١] - سبا: ٢٨
[٢] - اعراف: ١٥٨
[٣] - فرقان: ١
[٤] - شعراء: ٣