بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٤ - استنتاج
|
آنكه داند نيمشب گوساله را |
چون نداند همره ده ساله را |
|
|
باد خر كرّه چنين رسوات كرد |
هستى نفى تو را اثبات كرد |
|
|
اينچنين رسوا كند حق شيد را |
اينچنين گيرد رميده صيد را |
|
استنتاج
دنيا قيامت كوچكى است كه همه خصوصيات قيامت آخرت را در خود به همراه دارد، نقاش چيرهدست ازل در تابلوى كوچك قيامت دنيا، همه زيبايىها و زشتىهاى قيامت آخرت را در مقياسى كوچكتر و ماهيتى تغييرپذير به تصوير كشيده است. چيزىكه هست در تطبيق صحيح تابلوى كوچك قيامت دنيا با تابلوى بزرگ قيامت آخرت مىبايست از هنر انطباق استفاده كرد، اگر كسى هنر انطباق خوبى داشته باشد مىتواند بسيارى از چيزهايى را كه در وصف قيامت آخرت گفته شده، در قيامت دنيا مشاهده نمايد.
ما در اين استنتاج يكى از نمودارهاى قيامت را بررسى خواهيم كرد كه نمادى از آن را در دنيا بسيار مشاهده كرده و با آن برخورد نمودهايم و آن، مسأله حسرت فوقالعاده انسانهاى منحرف است كه معتقدند دوستان فاسد و منحرف سبب فساد و انحراف آنها شدهاند به اين آيات توجه كنيد:
وَ يَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ يَقُولُ يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلًا* يا وَيْلَتى لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِيلًا* لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا.[١]
«و به خاطر بياور روزى را كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مىگزد و مىگويد: اى كاش با رسول خدا راهى برگزيده بودم* اى واى بر من، كاش فلان- شخص گمراه- را دوست خود انتخاب نكرده بودم* او مرا از ياد حق گمراه ساخت، بعد از آنكه آگاهى به سراغ من آمده بود و شيطان هميشه گمراه كننده انسان بوده است.»
[١] - فرقان: ٢٧ الى ٢٩