بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢١٥ - استنتاج
«پس شيطان موجب لغزش آنها شد و آنان را از آنچه در آن بودند خارج ساخت و- در اين هنگام- به آنها گفتيم همگى- به زمين- فرود آييد، در حالىكه بعضى دشمن ديگرى خواهيد بود و براى شما تا مدت معينى در زمين قرارگاه و وسيله بهرهبردارى است.»
اتفاقا منطقهاى كه آدم را تبعيد كردند بدترين منطقه به حساب مىآمد؛ زيرا اين منطقه كه زمين نام دارد نهتنها آن امكانات و حالوهواى بهشت را ندارد بلكه رويش محيط اين منطقه، چيزى جز رنج و عذاب و محروميت و غم و اندوه نيست و آدم و همچنين اولاد او تا قيام قيامت مجبورند براى استمرار حيات خويش همواره با زندگى در ستيز باشند.
و اين معناى آيه كريمهاى است كه مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ[١]
«اى انسان، تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد.»
راغب «كدح» را اينگونه معنا كرده است: «الكدح؛ السّعى و العناء»؛ «كدح، تلاش توأم با رنج و زحمت است.» پس حيات؛ اعماز حيات مادى و معنوى انسان، چيزى جز تلاش و كوشش و ستيز با محروميتهاى زندگى نيست.
در حديث پرمعنايى از حضرت امام على بن الحسين عليهما السّلام مىخوانيم:
«الرّاحة لم تخلق في الدّنيا و لا لأهل الدّنيا، انّما خلقت الرّاحة في الجنّة و لأهل الجنّة، و التّعب و النصب خلقا في الدنيا، و لأهل الدّنيا، و ما اعطى احد منهما جفنة الّا اعطى من الحرص مثليها و من اصاب من الدّنيا اكثر، كان فيها اشدّ فقرا لأنّه يفتقر الى النّاس في حفظ امواله، و تفتقر الى كلّ آلة من آلات الدّنيا، فليس في غنى الدّنيا الرّاحة».
[١] - انشقاق: ٦