بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧٠ - استنتاج
غلامش سنقر را صدا مىزند كه: هان! اى سنقر چرا از مسجد بيرون نمىآيى؟ سنقر پاسخ مىدهد:
آن كس كه تو را در بيرون مسجد پابند كرده و مانع ورود تو به مسجد مىشود، همانكس مرا نيز در داخل مسجد بسته و مانع بيرون آمدنم از مسجد مىگردد.
|
گفت آنكه بسته استت از برون |
بسته است او هم مرا در اندرون |
|
بنابراين، نزديكى ظاهرى ما نمىتواند بهمعناى نزديكى باطنى و حقيقى باشد زيرا من و تو داراى دو عقيده مخالف هم هستيم، اعتقاد سست تو نسبت به مقدسات مانع ورود تو به مسجد مىشود ولى اعتقاد قوى من نسبت به مقدسات مانع خروج من از مسجد مىگردد.
|
آنكه نگذارد تو را كآيى درون |
مىنبگذارد مرا كآيم برون |
|
|
آنكه نگذارد كزين سو پا نهى |
او بدين سو بست پاى اين رهى |
|
براى روشن شدن مطلب، بهتر است به اين مثال توجه كنى:
همچنانكه ماهى در آب زنده است و ارتباط حياتى ماهى با دريا مانع خروج او از دريا است، همينطور دريا مانع ورود خاك زيان به دريا است؛ زيرا اصل ماهى از آب است و حيوانات خشكى از گل، پس هرگونه حيله و تدبير در اينجا باطل است.
|
ماهيان را بحر نگذارد برون |
خاكيان را بحر نگذارد درون |
|
|
اصل ماهى آب و، حيوان از گل است |
حيله و تدبير اينجا باطل است |
|
قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و اله: «الجلوس في المسجد انتظار الصّلاة بعد الصّلاة عبادة ما لم يحدّث. قيل: يا رسول اللّه و ما يحدّث؟ قال: الاغتياب».
رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و اله فرمودند: «نشستن در مسجد و انتظار نماز را بعد از نماز كشيدن عبادت است تا زمانى كه حدثى سر نزند. سؤال شد: يا رسول اللّه منظور از