بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٤ - استنتاج
ديده مىشوند. انسان مىتواند آنها را ببيند و شكل و رنگ آنها را در ذهن ترسيم كند.
طول، عرض و عمق آنها را برآورد نموده، به ساير مشخصات آنان پى ببرد.
ولى بسيارى از اجسام و پديدهها هم هستند كه با چشم سر بهطور معمول، قابل رؤيت نيستند بلكه چشم مسلّحى مىخواهد كه ديده شوند.
حال اين مانع از رؤيت معمولى، يا به خاطر كوچكى بيش از حدّ آن جسم است، مثل ميليونها جسم نامرئى بسيار ريز؛ از اتم گرفته تا باكترىها و ويروسها كه با چشم غيرمسلّح ديده نمىشوند. و يا به خاطر دورى و مسافت فوقالعاده آن جسم است؛ مثل همه چيزهايى كه از شعاع ديد ما خارج هستند و انسان براى ديدن آنها نيازمند وسيله است. و يا به خاطر موانع ديگرى؛ از قبيل حجاب و تاريكى و ...
است كه حائل بين انسان و آن جسم شده است.
در مقابل، پديدههايى هم هستند كه با چشم سر (اعماز مسلّح و غيرمسلّح) ديده نمىشوند، آن پديدهها اساسا از مقوله ماده نيستند تا با وسايل مادى قابل رؤيت باشند، ديدن آنها نيازمند چشم ديگرى است كه به آن چشم غيببين يا چشم حقيقتبين مىگويند. لازمه ديدن حقيقت اشيا داشتن چشم حقيقتبين است و لازمه داشتن چشم حقيقتبين فراهم آوردن زمينههاى خاص روانى در حوزه اعتقادى، اخلاقى و عملى است كه منطبق است با فطرت سليم خداخواهى انسان، و اين جز براى سالكان واصل ميسور نيست.
... أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ ....[١]
«آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر قلوبشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها را تقويت نموده است.»
*** اين حكايت، گرچه در برداشت اوّليه نمىتواند پاسخگوى روح عزّتطلبى
[١] - مجادله: ٢٢