بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٢ - استنتاج
ولى هرگاه مختصر ناراحتى به او رسد، تقاضاى فراوان- براى برطرف شدن آن را- دارد.»
آنان در هنگام گرفتارى و نزول بلا، به سوى خدا باز مىگردند، از گذشته آلوده خود استغفار و توبه مىكنند و با خدا پيمان مىبندند كه اگر خدا آنان را از مهلكه نجات دهد، امتثال امر او را بهعنوان سرپناه خود انتخاب كنند.
|
گويى: از توبه بسازم خانهاى |
در زمستان باشدم آستانهاى |
|
ولى همينكه از گرداب مهلكه نجات مىيابند و جان سالم به ساحل نجات مىرسانند، همه آن توسّلات و توجّهات و پيمانهايى كه با خدا بسته بودند، به فراموشى سپرده مىشود، ديگر از ساختن پناهگاهى با امتثال اوامر الهى منصرف مىشوند.
|
چون بشد درد و، شدت آن حرص زفت |
همچو سگ سوداى خانه از تو رفت |
|
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ[١]
«و اگر نعمتهايى پس از ناراحتى به او برسانيم، مىگويد: مشكلات از من برطرف شد و ديگر باز نخواهد گشت و غرق در شادى و غفلت مىشود.»
[١] - هود: ١٠