بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٤٤ - استنتاج
«اى موسى! در دنيا آرزوى خود را دراز مكن تا دلت سخت شود كه سختدل از من دور است.»
كور، همان صفت نكوهيده حرص است كه مانع بصيرت انسان مىشود. او درعينحال كه دو چشم بينا دارد ولى از ديدن چهره حقيقت محروم است.
... لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها ...؛[١] «آنها چشمانى دارند كه با آن نمىبينند.»
البته چنين نيست هيچچيز را نبينند، بلكه از ديدن واقعيات زندگى عاجز و ناتوانند. از امام صادق ٧ نقل شده است كه امام باقر ٧ فرمودند:
«مثل الحريص على الدّنيا مثل دودة القزّ، كلّما ازدادت من القزّ على نفسها لفّا، كان ابعد لها من الخروج حتّى تموت غمّا».
«حريص به دنيا همچون كرم ابريشم است كه هرچه بيشتر ابريشم برخود مىتند، راه بيرون شدن خود را دورتر و بستهتر مىسازد تا از غم و اندوه مىميرد.»[٢]
عور، همان تخويف و دلهرههاى كاذبى است كه همواره انسان را از استدبار دنيا مىترساند و انگيزه حرص و آز و بلكه سرچشمه همه گناهان به حساب مىآيد.
قرآن اين حالت را از القائات شيطان مىداند و مىفرمايد:
الشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ ...[٣]
«شيطان بر شما وعده فقر مىدهد و همواره شما را از آن مىترساند- و براى نيفتادن در دامن فقر- شما را به فحشا- و گناه- دعوت مىكند.»
اين سه (كور و كر و عور) در كشور تن، مشغول تاختوتاز به ارزشهاى انسانى بودند كه ناگهان كور (حرص) به دو رفيقش گفت: اى رفيقان، اينك سپاهى در حال رسيدن است و من آنها را مىبينم و حتى مىدانم چند نفرند. كر (آرزو) هم
[١] - اعراف: ١٧٩
[٢] - اصول كافى، باب حبّ الدنيا و الحرص عليها.
[٣] - بقره: ٢٦٨