بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٤٣ - استنتاج
كر، كنايه است از آرزوها و خواستهاى بلندپروازانه.
كور، كنايه است از صفت نكوهيده حرص.
عور، كنايه است از حالت تخويف نفس انسان در استدبار دنيا.
سپاه، كنايه است از خيل انبيا و پيامبران الهى.
ستا، كنايه است از عالم محدود دنيا.
مرغ مرده، كنايه است از تعيّنات و تعلقات دنيا.
كلاغ، كنايه است از اهل دنيا.
شكاف در، كنايه است از مسير خروج انسان از دنيا به سوى آخرت.
كشور وجود انسان، كه در عين گستردگى معنوى، از نظر ابعاد سهگانه، به اندازه يك كاسه گلى بيش نيست، جمعيت كثيرى از غرايز، تمايلات و خواستهاى ذاتى و اكتسابى را در خود جاى داده است.
از ميان اين همه جمعيت، تنها سه تن هستند كه حاكميت اين كشور را به عهده دارند و هريك از آن سه تن، به ترتيب داراى مشخصههاى زير مىباشند:
«كر»، «كور» و «برهنه».
كر، همان آرزوها و خواستههاى بلندپروازانهاى است كه اخبار نابودى و مرگ ديگران را مىشنود ولى خبر مرگ خودش را نمىشنود و باور ندارد كه روزى صاحبش هم از اين ديار به سراى آخرت رهسپار خواهد شد. در واقع انسانى كه آرزوهاى بلندپروازانه دارد؛ مصداق بارز اين كلام خدا است كه:
... وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها؛[١] «آنان گوشهايى دارند ولى با آن نمىشنوند.»
البته نه اينكه نمىشنوند، بلكه حقايق و واقعيتها را درك نمىكنند.
در روايت آمده است كه از جانب حضرت حق به موسى ٧ وحى شد:
«يا موسى لا تطوّل في الدّنيا املك، فيقسو قلبك و القاسى القلب منّي بعيد».[٢]
[١] - اعراف: ١٧٩
[٢] - اصول كافى، باب« قساوت».