ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٣ - (در بيان آبها و پاكى و پاك آفرينى، و پليد شدن آنها)
در خشكى است متفاوت است و شايد كشيدن يك دلو براى رفع يا دفع توهّم سمّ باشد».
٣١- جابر بن يزيد جعفى از امام باقر ٧ پرسيد از سامّ ابرص (سوسمار يا نوعى مارمولك سمّى) كه در چاه بيافتد چه كنم؟ آن حضرت فرمود: چيزى نيست. آب را با همان دلو چند بار بر هم زن.
٣٢- و يعقوب بن عثيم از آن حضرت پرسيد اگر سامّ ابرص[١] را در حالى كه اعضايش از هم متلاشى شده در چاه آب بيابيم، حكمش چيست؟ حضرت فرمود: بر تو است كه هفت دلو از آب آن چاه بكشى (بعد استفاده كنى). به آن حضرت عرض كرد:
آيا لباس و جامه خود را كه قبلا با آن آب ملاقات كرده و ما در آن نماز خواندهايم بايد دوباره بشوئيم (پس از كشيدن هفت دلو) و نمازمان را اعاده كنيم؟ حضرت فرمود: لازم نيست. (در ذيل خبر ٢٦ بيانى براى اين گونه اخبار گفته شد).
اگر بزمجّه (سوسمار) در ظرف شير افتد خوردن آن حرامست، و گويند آن حيوان سمّى است. و اگر گوسفندى يا مانند آن در چاه بيفتد از آن هفت الى ده دلو بايد كشيد. (ظاهرا مراد گوسفند مرده است يا آنكه در آب بميرد).
٣٣- و امام صادق ٧ فرمود: در مدينه چاه آبى بود كه در ميان مزبلهاى بود و بسيار اتّفاق مىافتاد كه باد ميوزيد و در آن چاه زباله ميريخت و رسول خدا
[١] أعراب به وزغ بزرگ سام ابرص گويند.