ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٥٦ - *(باب احكام سهو در نماز) *
زيرا نماز بر آن حضرت همچنان واجب است كه تبليغ احكام الهى واجب است.
(البتّه انكار سهو پيامبر منحصر به غلات و مفوّضه نيست بلكه همه شيعيان غير از صدوق و استادش آن را انكار مىكنند و بهمان دليلى كه گذشت تمسّك مىجويند).
اين دليل كه ايشان اقامه مىكنند ما را متقاعد و ملزم نمىكند كه لزوما چنين باشد، زيرا شك نيست كه همه احوال مشتركه يعنى آنچه انبياء و اوصياء با ساير مردم در آن شريكند مثل خوردن و آشاميدن و خفتن و امثال اينها هر چه بر امّت واقع مىشود بر آن حضرت نيز واقع مىشود و همچنين، آن حضرت بنماز مأمور بود همان گونه كه ديگران آنان كه نبىّ نيستند نيز مأمور بودند، و ساير مردم مانند آن حضرت نبى نبودند و بهمين دليل چون سهو از وقايعى است كه غير از آن حضرت يعنى همگان را پديد مىآيد پس اگر بر آن حضرت نيز واقع شود منافات با نبوّت او ندارد، و حالتى كه مختصّ آن حضرت است همانا رسالت است، و تبليغ از شرائط و لوازم نبوّت و رسالت است، و جايز نيست كه در تبليغ سهو واقع شود، زيرا آن عبادت مخصوص پيامبر است و نماز عبادت مشتركه است، و بسبب نماز بندگى آن حضرت ظاهر مىشود، و با اثبات خواب كه بر آن حضرت عارض مىشود و بدون اراده و خواست خويش از خدمت خداوند عزّ و جلّ خود باز ميماند، بدين وسيله معلوم مىشود كه آن حضرت خدا نيست، زيرا كسى كه خواب و پينكى يا چرت او را فرا نميگيرد تنها خداوند حىّ و قيّوم است، و البتّه سهو پيامبر خدا ٦ مانند سهو ما نيست، زيرا فراموشى