ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٨٤ - باب در بيان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پايان آن
ايستادهاى،
آنگاه به ركوع برو، و دست راستت را بر زانوى راست بگذار پيش از دست چپ (بعد دست چپ را بر زانوى چپ بگذار) و كف دو دست را بر زانوهاى خود قرار ده و در حالى كه انگشتان دستت را از يك ديگر باز كردهاى كاسه زانوها را در ميان سر پنجه خود درآور، و گردنت را صاف و راست بگير، و در ركوع امتداد نگاهت بايد به فاصله ميان دو پايت يا قدمهايت باشد تا محلّ سجدهات.
٩٢٧- مردى از امير المؤمنين ٧ سؤال كرده گفت: اى پسر عموى بهترين آفريده خداوند عزّ و جلّ معنى اينكه ميگويند: گردنت را در هنگام ركوع كشيده دار چيست؟ فرمود: تأويل آن اينست كه نمازگزار بدين وسيله اعلام مىكند من بخداوند ايمان آوردم و بر آن باقى هستم هر چند گردنم را بزنند.
و چون بركوع رفتى اين ذكر را بخوان: «اللّهمّ لك ركعت و لك خشعت و لك أسلمت و بك آمنت و عليك توكّلت و أنت ربّي، خشع لك وجهي و سمعي و بصري و شعري و بشري و لحمي و دمي و مخّي و عصبي و عظامى، و ما أقلّت الأرض منّي للَّه ربّ العالمين» (يعنى: خداوندا خالصا براى تو ركوع مىكنم و در پيشگاه تو خاشع شدم و فروتنى ميكنم، و از براى رضاى تو و در راه فرمانبردارى از تو مسلمان و منقاد شدم، و به تو ايمان آوردهام و بر تو توكّل كردهام، در حالى كه توئى پروردگار من، و براى تو و در برابر خواست تو و رضاى تو روى من خاشع شده، و نيز گوشم و همين طور چشمم، و مويم، و پوستم، و گوشتم، و خونم، و مغز استخوانم، و پىهاى تنم، و استخوانهايم، و آنچه از من كه بر روى زمين است و در واقع جمله