ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٦٣ - باب در بيان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پايان آن
گذاشت كه گودى دو كف دست را با برجستگى زانوها پر كرد، و انگشتانش گشوده بود،
و زانوها را با فشارى كه بر آن وارد مىساخت به عقب ميراند تا پشت آن حضرت صاف و مسطّح شد، چندان كه اگر قطرهاى آب يا روغن بر پشت آن حضرت ميريختند از جاى خود حركت نميكرد، به خاطر صاف بودن پشت آن حضرت، و مستقيم بودن زانوان كه به عقب رانده شده بود، و راست بودن گردنش، و بسته بودن چشمانش (البتّه چون آن حضرت در حال ركوع بوده راوى بنظرش رسيده كه چشم آن حضرت بسته است، در حالى كه ايشان به ميان دو پاى خود مىنگريسته) سپس سه بار با ترتيل و شمرده تسبيح خداوند متعال فرموده و گفت: «سبحان ربّى العظيم و بحمده» (تسبيح مىگويم پروردگارم را كه با عظمت است يا منزّه ميدانم پروردگار با عظمت خود را از آنچه كه لايق و در خور ذات و صفات و افعال او نيست، و شكر او را بجا مىآورم) و بعد راست ايستاد، و چون كاملا به حالت راست و صاف قرار گرفت گفت: «سمع اللَّه لمن حمده» (يعنى خداوند سبحان دعاى حمد گويان خويش را اجابت فرمود) آنگاه در حالى كه ايستاده بود، دستهاى خود را تا نزديك صورت خويش بلند فرمود و همزمان با اين حركت گفت: «اللَّه أكبر» و بعد بسجده رفت، و دستهايش را در مقابل زانوانش بر زمين گذاشت و سه بار گفت: «سبحان ربّى الأعلى و بحمده» (يعنى: منزّه ميدانم و به پاكى ياد مىكنم پروردگارم را كه بالاتر از آنست كه به كنه ذات او توان رسيد و برتر از همه هستى است و او را شكر ميكنم) و سجده را چنان بجا آورد كه هيچ عضوى از اعضاى خود را بر عضو ديگرى تكيه نداده بود (و همه اعضاى و اجزاء بدن آن حضرت با حالت فرو افتادن متوجّه زمين بود، همان گونه كه قبلا گذشت مانند كسى كه او را به دار آويخته باشند، و هيچ عضوى بر عضو ديگر تكيه نداشته باشد بلكه همه اعضاء بطرف زمين كشيده و جذب شود و اين