ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٨٣ - *(در بيان لباسهايى كه با آن ميتوان نماز خواند و لباسهائى كه) * *(با آن نميتوان نماز خواند و انواع جامهها) *
كاملا معلوم است كه اگر دست بآن بزند خون جارى خواهد شد) بايد از اين كار دست بردارد.
و باز از آن حضرت سؤال كرد: كسى كه نماز ميخواند اگر پرندهاى در آستين يا جيب لباس خود داشته باشد نماز او با اين وضع چگونه است؟ فرمود: اگر ميترسد كه چون رهايش كند پرواز نمايد و برود، همراه داشتن آن اشكالى ندارد.
و باز (علىّ بن جعفر) از آن حضرت پرسيد: شخصى كه بر بدنش ثالول است (يعنى همان دانههاى گوشت اضافى كه بر سطح پوست دست و بدن بعضى از افراد ميرويد و در اصطلاح عمومى آن را زگيل مينامند و غالبا با بستن يك رشته نخ به انتهاى آن كه موجب قطع جريان خون و سياه شدن آن قسمت مىشود آن را از بدن جدا ميسازند يا خودبخود با اين عمل مىافتد) يا جراحتى در بدن دارد، آيا هنگام نماز ميتواند آن زگيل را (يا هر زائده گوشتى يا پوستى ديگر را كه بر سطح بدن ميرويد) از بدن خود جدا سازد؟ يا جزئى از گوشت آن زخم را جدا كرده و دور اندازد؟ آن حضرت فرمود: اگر بيم نداشته باشد كه از محلّ آن خون جارى شود باكى نيست، ولى اگر ميترسد كه خون روان شود اين كار را نكند.
شارح گويد: «اين خبر محمول بزمانى است كه گوشت جدا شده خشك باشد، در غير اين صورت تكّه گوشتى كه از بدن يك جاندار جدا مىشود در حكم ميته و نجس است، لذا اگر جدا ميكند با آن نماز نخواند و چنانچه مرطوب و مسرى باشد دست را متنجّس ميكند».
و باز از آن حضرت پرسيد: هر گاه شخصى در حال نماز باشد و كسى سنگى