ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٨٠ - *(در بيان لباسهايى كه با آن ميتوان نماز خواند و لباسهائى كه) * *(با آن نميتوان نماز خواند و انواع جامهها) *
باستانى است كه در بيرون كوفه بوده) خدمت امام صادق ٧ بودم كه فرستاده ابى العبّاس سفّاح- خليفه و سر سلسله خلفاى عبّاسى نزد آن حضرت آمد كه خليفه شما را ميخواند، پس امام ٧ بارانى (شنلى كه روى لباس براى محافظت از باران ميپوشند) خواستند كه يك روى آن سياه رنگ و روى ديگرش سفيد رنگ بود و آن را بر تن كرد، و بعد فرمود: متوجّه باشيد من اين جامه را ميپوشم در حالى كه خود ميدانم كه اين لباس اهل دوزخ است. (يعنى از روى تقيّه ميپوشم، زيرا شعار بنى عبّاس سياه بوده و پوشيدن لباس سياه در واقع بيانگر هويّت سياسى بنى عبّاس و طرفداران آنان بوده است).
٧٧٢- رسول خدا ٦ فرمود: شخص نبايد در حالى كه انگشترى آهنى بانگشت دارد نماز بخواند (اين نهى حمل بر كراهت شده است، ظاهرا بخاطر آنكه جنس آهن با تغييراتى كه در تماسّ با آب و هوا پيدا ميكند ايجاد زنگ كرده و آن سمّ است و اساسا ناخوشايند و نامناسب است).
٧٧٣- و نيز آن حضرت فرمود: خداوند دستى را كه انگشترى آهنى بر انگشت دارد طاهر و پاك نسازد، يا پاكيزه مبادا آن دست كه انگشترى آهنين بر انگشت دارد. يعنى خداوند توفيق كار خير بدان دست مدهاد.
٧٧٤- عمّار ساباطى از امام صادق ٧ روايت كرده است كه از آن حضرت سؤال كردم در باره مردى كه نماز گزارد و انگشترى آهنى بر دست داشته باشد چه ميفرمائيد؟ آن حضرت فرمود: نه، با آن نماز نكند، و نيز در غير نماز هم بر