ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٧٨ - *(در بيان لباسهايى كه با آن ميتوان نماز خواند و لباسهائى كه) * *(با آن نميتوان نماز خواند و انواع جامهها) *
است؟ فرمود: با كلاه سياه نماز مكن كه آن پوشش اهل دوزخ است. (اين نهى را حمل بر كراهت كردهاند. بايد توجّه داشت كه لباس و پرچم سياه علامت مشخّصه بنى عبّاس بوده است و در تاريخ سياه جامگان همان پيروان بنى عبّاس هستند، و ظاهرا بنظر ميرسد سؤالاتى كه در خصوص جامه و دستار سياه از امامان عليهم السّلام بعمل مىآمده و نيز پاسخ آن بزرگواران به اين گونه پرسشها بدون ملاحظه شعار بنى عبّاس نبوده باشد زيرا آنان نيز حديثى مشعر بر استحباب پوشيدن جامه سياه وضع كرده بودند، و آن را سنّت ميشمردند، لذا بنظر ميرسد چندين مبالغه كه ائمّه هدى عليهم السّلام فرمودهاند از اين جهت باشد، و اللَّه تعالى يعلم).
٧٦٧- و از جمله مطالبى كه امير المؤمنين ٧ به اصحاب خويش مىآموختند يكى اين بود كه: لباس سياه بر تن مكنيد كه آن جامه فرعون است.
٧٦٨- رسول خدا ٦ جامه سياه را دوست نميداشت مگر در مورد سه چيز: عمامه يا دستار، و پاى افزار (موزه) و عبا كه در اين سه چيز اگر سياه باشد كراهت نيست (يعنى كراهت شديد نيست).
٧٦٩- روايت شده است كه جبرئيل ٧ در حالى كه قباى سياهرنگى بر تن داشت و كمر بندى بميان بسته بود كه خنجرى بدان آويخته بود به حضور رسول خدا ٦ آمد، آن حضرت باو فرمود: اى جبرئيل اين چه سر و وضعى است كه بخود گرفتهاى؟ گفت: اى محمّد اين هيأت فرزندان و تبار عموى تو عبّاس است، وا اسفا بر فرزندان تو از دست اولاد عمويت عبّاس، پس پيامبر صلّى اللَّه عليه