ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٦ - (در بيان آبها و پاكى و پاك آفرينى، و پليد شدن آنها)
٢٢- و نيز از ان حضرت پرسيدند: آبگيرى كه در آن مردار باشد حكم آن چيست؟ فرمود: اگر آب چنان غالب است كه بوى مردار در آن سرايت نكرده اشكال ندارد، وضو ساز و غسل كن.
و هر كس در سفر جنب شود و جز برف چيزى براى غسل نيابد اشكال ندارد كه با ماليدن همان برف بر بشره و پوست بدن خويش مسمّاى غسل يا وضو را بعمل آورد.
و نيز اشكال ندارد كه شخص جنب با دست خود از خمره آب بردارد. (در صورتى كه دست وى به منى يا نجاست ديگر آلوده نباشد).
و اگر شخص جنب كه مشغول غسل است، آب از زمين برجست و در ظرف آب افتاد يا اينكه آب از بدنش جارى شد و چند قطره در ظرف آب افتاد اشكالى ندارد و غسلش صحيح است.
مترجم گويد: «اين نيز از مواردى است كه چون حرج بوده خداوند آن را آسان كرده، چنان كه روايت آن را كلينىّ در كافى نقل فرموده است و در آن بآيه مباركه تمسّك شده».
و اشكالى ندارد كه مرد و زن هر دو از يك ظرف آب غسل كنند، لكن زن با باقيمانده (آب مصرفى) مرد غسل مىكند و مرد با باقيمانده آب زن غسل نكند.
و بزرگتر چيزى كه ممكن است در چاه آب فرو افتد و در آن بميرد (و آب را متغيّر سازد) انسان است (و شارع مقرّر فرموده كه) هفتاد دلو از آب آن چاه كشيده شود، و بعد به مصرف تطهير و شرب برسد، و كوچكتر چيزى كه در چاه فرو مىافتد صعوه (دم)