ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٣٧ - باب *(ركود و سكون ظاهرى آفتاب) *
سؤالت مشكل است! (يا باصطلاح محاوراتى تو با اين قدّ و بالاى كوچك چه سؤالاتى مشكلى ميكنى؟ يا شايد: آدمى با جثّه حقيرش به چه مسائل بزرگى كه گاه بكارش هم نميآيد دست مييازد) البتّه تو شايستگى و أهليّت پاسخ آن را دارى، همانا وقتى آفتاب طلوع ميكند هفتاد هزار فرشته آن را ببالا ميكشند در حالى كه هر شعاع آن را پنجاه هزار فرشته جذبكننده و دفعكننده (در دو جهت) گرفتهاند تا وقتى آفتاب به جوّ يا وسط آسمان رسد و از خطّ نصف النّهار بگذرد، در اين هنگام فرشتهاى كه مأمور نور است آفتاب را ميگرداند يا پشت و رو ميكند (يعنى: جهت تابش خورشيد را بهر وضعى بوده تغيير داده و دگرگون و بسوى ديگر ميكند) پس آفتاب كه بزمين ميتابيده، يا طرفى كه روى بزمين داشته بجانب آسمان متوجّه مىشود، و آفتاب به اطراف و حدود عرش ميتابد و در آن هنگام ملائكه باين تسبيح آواز بر ميدارند: «سبحان اللَّه و لا إله إلّا اللَّه و الحمد للَّه الّذي لم يتّخذ صاحبة و لا ولدا، و لم يكن له شريك في الملك و لم يكن له وليّ من الذّلّ و كبّره تكبيرا» يعنى: منزّه است يا تنزيه ميكنم خداوند خود را كه از همه نقايص برى است، و هيچ معبودى جز خداوند مطلق نيست و حمد و ستايش مخصوص خداوندى است كه منزه است از داشتن زنى يا فرزندى، و او را هرگز شريكى در پادشاهى نبوده است، و او را نيازى نيست كه كسى دفع مذلّت و خوارى از او كند، پس خداوند خود را ببزرگى و عظمت بزرگ شمار.
بعد از سخن امام ٧ محمّد بن مسلم عرضكرد: فدايت شوم آيا در وقت زوال آفتاب بخواندن اين كلام محافظت كنم؟ حضرت فرمود: آرى محافظت كن بر آن چنان كه چشم خود را محافظت ميكنى، و چون زوال آفتاب شد ملائكه در حالى كه