ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٠٥ - *(در بيان واجب بودن نماز) *
كه آن ملّت و كيش اسلام است، و پرداختن زكات براى كسانى كه مقرّر گشته، كه آن از جمله فرائض و واجبات خداوند عزّ و جلّ است، و روزه داشتن كه آن سپر و حافظى در برابر عذاب خداى متعال است، و به جا آوردن حجّ خانه خدا كه اين عمل دوركننده تنگدستى از آدمى و زائل سازنده گناهان است، و سركشى به خويشاوندان و دلجوئى و نيكى به ايشان كه اين كار موجب افزونى در مال و بتأخير انداختن مرگ يا بعبارت ديگر موجب درازى عمر است، و صدقه دادن پنهان از چشم مردم، كه آن آتش برخاسته از نابكاريها و اعمال ناروا و نيز غضب و خشم خداوند عزّ و جلّ را فرو مىنشاند، و انجام كارهاى نيك كه مرگ بد و ناخوشايند را از آدمى دور ميسازد، و انسان را از هر بلائى كه ناگزير گريبانگير مىشود و آدمى را در ميان مردم خوار مىكند (يا گناهانى كه شخص را در پيشگاه خداوند و اوليائش پست و خفيف ميسازد) حفظ مىكند، هشيار باشيد و بدانيد كه راست بگوئيد همانا خداوند با صادقان و راستگويان است، و از دروغ و دروغگوئى دورى گزينيد كه دروغگو از ايمان بر كنار و بدور است، بدانيد كه راستگو به نجات و كرامت خداوندى بسى نزديك است، و آگاه باشيد دروغگو در پرتگاه خوارى و هلاك در دنيا و عقبى است، و مراقب باشيد كه پيوسته سخن خير بر زبان برانيد تا نزد مردم بخوبى و خير شناخته شويد و بدان رفتار كنيد تا اهل خير باشيد، و امانت را بكسى كه شما را امين شمرده ادا كنيد، و خويشاوندانى كه شما را ترك كرده و از شما بريدهاند شما به آنان مهربانى و نيكى كنيد و كسانى كه شما را از خير خود محروم ساختهاند شما با نيكوكارى و احسان و