ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٩١ - *(در بيان واجب بودن نماز) *
گفت: باز هم از پروردگارت تخفيف بخواه كه امّت تو طاقت انجام آن را نيز ندارد كه من خود براى بنى اسرائيل واجبات خداوند عزّ و جلّ را آوردم و آنان نپذيرفتند و بدان عمل نكردند و خود را ملزم نساختند كه به آن عمل نمايند، پس پيامبر ٦ از پروردگار خود درخواست تخفيف نمود و خداوند عزّ و جلّ آن را تخفيف داده و پنج نماز را واجب ساخت، باز رسول خدا ٦ بر يكايك پيامبران گذشت و هيچ يك از ايشان چيزى از آن حضرت نپرسيد تا به موسى ٧ رسيد و او از آن حضرت پرسيد:
پروردگارت ترا به چه چيز امر فرمود؟ آن حضرت پاسخ داد: به اداى پنج نماز، موسى ٧ گفت: باز هم از پروردگارت براى امّت خويش تخفيف بخواه كه ايشان طاقت انجام آن را نيز ندارند رسول خدا ٦ فرمود: من خود شرم دارم از اينكه باز نزد پروردگارم باز گردم و بيش از اين تخفيف بخواهم پس رسول خدا ٦ همان نمازهاى پنجگانه را براى امّت خود آورد و فرمود: خداوند از جانب امّت من موسى بن عمران را جزاى خير دهد و امام صادق ٧ نيز اضافه فرمود: خداوند موسى بن عمران را براى تخفيفى كه او موجب شد از جانب ما جزاى خير دهد.
٦٠٣- از زيد بن علىّ بن الحسين عليهما السّلام روايت شده كه گفت: از پدرم سيّد العابدين ٧ سؤال كردم و گفتم: اى پدر مرا آگاه فرمائيد در مورد جدّمان