ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٤٨ - *(نماز خواندن بر ميت) *
براى ميّت بالشى از خاك ساخته شود (كه سرش بزير نيفتد) و بر پشت او كلوخى قرار داده شود كه بر پشت نيفتد، و تمامى گرهها و بندهاى كفنش باز شود و رويش كنار زده شود و برايش اين دعا را بخوانند: اللّهمّ عبدك و ابن عبدك و ابن امتك، نزل بك و انت خير منزول به، اللّهمّ افسح له في قبره و لقّنه حجّته و ألحقه بنبيّه و قه شرّ منكر و نكير» يعنى: بار خدايا بنده تو و غلامزاده تو و كنيززاده تو بدرگاهت آمده، و تو بهترين كسى هستى كه بدرگاهش آيند، خدايا قبر او را گشاده گردان و حجّتش را به او تلقين فرما و او را با پيامبرش محشور گردان و از عذاب منكر و نكير در امانش دار.
پس دست راست خود را زير شانه راست او كه بر زمين است قرار ميدهى و دست چپ خود را بر دوش چپ او ميگذارى و او را به شدّت تكان ميدهى و ميگوئى: اى فلان فرزند فلانى (نام ميّت و پدرش را ذكر ميكنى) اللَّه پروردگار توست و محمّد پيغمبر تو و اسلام دين تو است و على ولىّ تو و امام تو است- و يك يك امامان عليهم السّلام را تا آخرينشان نام ميبرى- امامان تو پيشوايان راه خير و هدايت و نيكوكارانند، سپس يك بار ديگر تلقين را بر او تكرار ميكنى و هنگامى كه خشت يا آجر بر لحد ميچينى بگو: «اللّهمّ ارحم غربته، وصل وحدته و آنس وحشته، و آمن روعته و اسكن إليه رحمتك رحمة يستغني بها عن رحمة من سواك، و احشره مع من كان يتولّاه» يعنى: خدايا بر غريبى او رحم كن، و تنهايى او را برحمتت متّصل ساز و او را از تنهايى رهايى بخش، و وحشت او را به آنچه خود ميدانى انس ده تا