آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥١٤ - فصل خاصيتهاى مختلف
يعنى: «كسى كه يك روز بر او بگذرد ولى در آن روز نمازى با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ نخواند، روز قيامت به او گفته مىشود: اى بنده خدا! تو از نمازگزاران نيستى».
ط- و از آن حضرت است كه:
٧٨٩- «من مرّت له جمعة لم يقرأ فيها بقل هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثمّ مات مات على دين ابى لهب»
. يعنى: «كسى كه جمعهاى بر او بگذرد (و هفتهاش بسر آيد) ولى در آن با قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (نمازى) نخواند، بعد بميرد، بر دين ابى لهب مرده است».
ى- و نيز از آن حضرت است كه فرمود:
٧٩٠- «من اصابه مرض او شدّة و لم يقرأ في مرضه او شدّته قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثمّ مات في مرضه او شدّته فهو من اهل النّار»
. يعنى: «كسى كه سختى يا مرضى به او برسد و در آن مرض يا سختى، قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را نخواند و در آن بميرد، از اهل آتش خواهد بود».
ك- «ابو القاسم بن سليمان» از حضرت صادق- ٧- نقل كرده است كه فرمود:
٧٩١- «قال ابى- ٧-: ما ضرب رجل القران بعضه ببعض الّا كفر».
يعنى: «پدرم فرمود: كسى پارهاى از قرآن را به پاره ديگر نزد، مگر آنكه كافر گشت»[١].
[١] - رسول خدا- ٦- عدهاى را ديد كه بينشان راجع به قرآن گفتگو شده و بر عليه يك ديگر با آيات قرآنى مجادله مىكنند، حضرت خشمناك شد و فرمود: امم گذشته به مثل همين كارها گمراه شدند، زيرا با پيغمبران خود اختلاف كرده، پارهاى از كتاب آسمانى خود را به پاره ديگر زدند.
بعد فرمود: قرآن نازل نشد كه پارهاى از آن، پاره ديگر را تكذيب كند بلكه بالعكس تصديقكننده آن است، شما به آنچه برايتان روشن است و دانايى داريد عمل نماييد و در آنچه برايتان مشتبه مىباشد به ايمان تنها قناعت كنيد( الدر المنثور، ذيل آيه هفتم از سوره آل عمران).
مرحوم علامه طباطبائى( ره) ضمن نقل اين حديث از سيوطى، حديثى از امام صادق- ٧- از تفسير نعمانى آورده كه« ضرب بعض قرآن ببعض ديگر» معنا شده است.