آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤١٧ - از سنت
يعنى: «هر گاه در قلب بندهاى بيابم كه غالبا به ياد من است، تدبير كارهايش را بر عهده مىگيرم، خود همنشينش مىگردم و با او گفتگو كرده، انيسش مىشوم».
دوازدهم- از پيامبر اكرم- ٦- روايت شده است كه فرمود:
٦٣٥- «قال اللَّه سبحانه: اذا علمت انّ الغالب على عبدى الاشتغال بى نقلت شهوته في مسألتى و مناجاتى، فاذا كان عبدى كذلك فاراد ان يسهو، حلت بينه و بين ان يسهو اؤلئك اوليائى حقّا، اؤلئك الابطال حقّا، اؤلئك الّذين ان اردت ان اهلك الارض عقوبة زويتها عنهم من اجل اؤلئك الابطال».
يعنى: «خداوند سبحان فرمود: هر گاه بدنم كه بندهام غالبا به من مشغول است، او را متمايل به درخواست و مناجات با خود مىنمايم، وقتى بنده اين چنين شد، اگر بخواهد خطايى مرتكب شود، مانعش مىشوم، آنان بحق، دوستان من هستند، آنان دليران واقعى هستند، آنان كسانى هستند كه هر گاه بخواهم زمين را هلاك نمايم و عقاب كنم، به خاطر آن دليران، هلاك و عقوبت را برمىدارم».
سيزدهم- از همان حضرت است كه فرمود:
٦٣٦- «مكتوب في التّوراة الّتى لم تغيّر انّ موسى سأل ربّه فقال: يا ربّ، أ قريب انت منّى فاناجيك ام بعيد فاناديك؟ فاوحى اليه يا موسى، انا جليس من ذكرنى، فقال موسى: فمن في سترك يوم لا ستر الّا سترك؟ فقال: الّذين يذكرونى فاذكرهم، و يتحابّون فيّ فاحبّهم، فأولئك الّذين اذا اردت ان اصيب اهل الارض بسوء ذكرتهم فدفعت عنهم بهم»
. يعنى: «در كتاب توراتى كه تغيير (و تحريف) داده نشده، آمده: موسى- ٧- از پروردگارش پرسيد: پروردگارا! آيا به من نزديكى تا با تو نجوا كنم، يا دور هستى تا صدايت بزنم؟ پس بر او وحى آمد: اى موسى! من همنشين كسى هستم كه به ياد من باشد. موسى گفت: آن روز كه جز پوشش تو نيست چه كسى را