آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٤٢٠ - از سنت
گفت: برو.
آنگاه ابر ديگرى آمد، بآن گفت: اى ابر! بيا.
ابر آمد، گفت: كجا مىروى؟
گفت: فلان سرزمين.
گفت: برو.
سپس ابر ديگرى آمد، گفت: اى ابر! بيا.
ابر آمد، گفت: كجا مىروى؟
گفت: سرزمين موسى بن عمران.
گفت: اين (مرد) را به آرامى بردار و در سرزمين موسى بن عمران بر زمين بگذار.
موسى چون به سرزمين خود رسيد، گفت: پروردگارا! اين مرد چه كرده است كه به اين مقام رسيده؟
خداوند متعال فرمود: اين بنده من در مقابل بلاهايم صبر مىكند، به قضاى من راضى است و بر نعمتهايم شكرگزارى مىنمايد».
پانزدهم- «حسن بن ابى الحسن ديلمى» در كتابش از «وهب بن منبه» روايت كرده است كه:
٦٣٨- «اوحى اللَّه تعالى الى داود: يا داود، من احبّ حبيبا صدّق قوله، و من رضى بحبيب رضى بفعله، و من وثق بحبيب اعتمد عليه، و من اشتاق الى حبيب جدّ في السّير اليه. يا داود، ذكرى للذّاكرين، و جنّتى للمطيعين، و حبّى للمشتاقين، و انا خاصّة للمحبّين»
. يعنى: «خداوند متعال بر داود- ٧- وحى كرد: اى داود! كسى كه دوستش را دوست دارد، سخنش را تصديق مىكند، كسى كه از دوستش راضى است، از كار او نيز راضى مىباشد، كسى كه به دوستش اطمينان دارد، بر او اعتماد مىكند، كسى كه مشتاق دوستى است در حركت به سوى او تلاش مىكند.