آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٤١ - ١٣ - نجات از سختيها و روزى حلال
و او را باب الى اللَّه تعالى و وسيلهاى به سوى رضايت خود قرار دهد.
و در همين معناست آنچه در حديث قدسى آمده است:
٨١٥- «يا ابن آدم، انا غنىّ لا افتقر اطعنى فيما امرتك اجعلك غنيّا لا تفتقر. يا ابن آدم، انا حىّ لا اموت اطعنى فيما امرتك اجعلك حيّا لا تموت. يا ابن آدم، انا اقول للشّيء كن فيكون اطعنى فيما امرتك اجعلك تقول للشّيء كن فيكون»
. يعنى: «اى فرزند آدم! من غنى هستم و احساس نياز نمىكنم، تو در فرمانهايم مرا اطاعت كن تا تو را غنى گردانم و نيازمند نشوى. اى فرزند آدم! من زندهاى هستم كه نمىميرم، در فرمانهايم اطاعتم نما تا تو را زندهاى گردانم كه نميرى. اى فرزند آدم! من به هر چيزى بگويم باش، موجود مىشود، تو در فرمانهايم طاعتم كن تا تو را به مقامى برسانم كه به هر چه گفتى باش، موجود شود».
و از «ابو حمزه» نقل شده است كه خداوند متعال به حضرت داود- ٧- وحى كرد:
٨١٦- «يا داود، انّه ليس عبد من عبادى يطيعنى فيما امره الّا اعطيته قبل ان يسألنى و استجيب له قبل ان يدعونى».
يعنى: «اى داود! هيچ بندهاى از بندگان من كه در او امرم اطاعتم نمايد نيست مگر آنكه قبل از درخواستش، به او عطا مىكنم و قبل از دعايش، اجابتش مىنمايم».
از امام باقر- ٧- روايت است كه فرمود:
٨١٧- «انّ اللَّه تعالى اوحى الى داود ان بلّغ قومك انّه ليس عبد منهم امره بطاعتى فيطيعنى الّا كان حقّا علىّ ان اطيعه و أعينه على طاعتى، و ان سألنى اعطيته، و ان دعانى اجبته، و ان اعتصم بى عصمته، و ان استكفانى كفيته، و ان توكّل علىّ حفظته من وراء عوراته، و ان كاده جميع خلقى كنت دونه»
. يعنى: «خداوند متعال بر حضرت داود- ٧- وحى كرد كه به قومش