آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٢٥٣ - خوف و ترس از خدا
شويد».
«محمد بن خالد برقى» به واسطهاى از امام صادق- ٧- روايت كرده است كه فرمود:
٣٨٤- «مرد عابدى در ميان بنى اسرائيل بود، خداوند متعال بر حضرت داود- ٧- وحى فرستاد كه او رياكار است، پس از گذشت مدتى، آن مرد از دنيا رفت. حضرت داود- ٧- بر جنازهاش حاضر نشد، اما چهل نفر از بنى اسرائيل بر جسدش ايستاده و گفتند:
خدايا! ما از او جز خير چيز ديگرى نمىدانيم، اما تو از ما داناترى و بهتر مىدانى، او را بيامرز.
بعد از غسل دادن چهل نفر ديگر ايستادند و گفتند:
خدايا! ما از او جز خير چيز ديگر نمىدانيم اما تو از ما داناترى و بهتر مىدانى، او را بيامرز.
و پس از آنكه در قبر گذاشته شد نيز، چهل نفر ديگر آمدند و گفتند:
خدايا! ما از او جز خير چيز ديگر نمىدانيم، اما تو از ما داناترى و بهتر مىدانى، او را بيامرز.
در اينجا خداوند متعال بر داود- ٧- وحى فرستاد كه چرا بر او نماز نگزاردى! داود- ٧- جواب داد: به خاطر اينكه خودت به من گفتى كه او رياكار است.
وحى آمد كه: چون عدهاى به نيكوكارى او شهادت دادند، من شهادتشان را تجويز كردم و آنچه را كه من مىدانم و آنان نمىدانند، برايش آمرزيدم».
خوف و ترس از خدا
سزاوار است كه اميدوارى همراه با خوف باشد كه