آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٣٩ - نصيحت
چه بسا دعايى را با تكلّف و زحمت و بدون توجه قلبى، آغاز كرديم، ولى آخرش با گريه و زارى و اصرار در سؤال، پايان پذيرفت، بلكه ترك دعا و درخواست از ذات اقدس الهى، موجب قساوت قلب مىگردد و آن را تيره و تار مىكند كه اگر اين عمل به درازا بكشد، ديگر هرگز نفس، ميل بازگشت بدان را نخواهد داشت، اما اگر بدان عادت كند و خود بگيرد، با آن مأنوس شده، عاشقش مىگردد و مشتاقش مىشود كه رسول خدا- ٦- فرمود:
٥٤١- «الخير عادة»
. يعنى: «كار نيك، عادت كردنى است».
و بسيار از افراد را ديدهايم كه بعضى از اوقات، به دعا و گريه اشتياق پيدا كرده بودند مانند اشتياق مريض به سلامتى و شفا، و تشنه به آب گوارا. و به هنگام خلوت با پروردگار، نفسشان در راحتى، باطنشان در فراغت، عقلشان در آسايش و قلبشان در طمأنينه و آرامش بود، نورى ايشان را تجليل كرده بود و تاج قيمتى بر سر گذاشته با خداى خود همنشين بودند، سخن دل به او مىگفتند و از رازقشان چيز طلب مىكردند، او را كه هم مالك دار فناست و هم مالك دار بقا، صدا مىكردند و سلطان آسمان را نظر مىنمودند.
از حضرت صادق- ٧- سؤال شد: چرا شب زندهداران، چهرههايشان از ديگران زيباتر است؟ فرمود:
٥٤٢- «لانّهم خلوا باللَّه سبحانه فكساهم بنوره»
. يعنى: «چون آنان با خداى سبحان خلوت مىكنند و او هم آنان را با نور خود مىپوشاند».
از امام صادق- ٧- از پدرش امام باقر- ٧- نقل شده است كه فرمود:
٥٤٣- «كان فيما اوحى اللَّه الى موسى بن عمران- ٧-: كذب من زعم انّه يحبّنى فاذا جنّه الليل نام. يا ابن عمران، لو رأيت الّذين يصلّون لى في»