آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٥٨٥ - ٩١ -«الجواد»
- حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ[١].
يعنى: «خدا ما را بس است و خوب وكيلى است».
يعنى براى كارهايمان خوب كفيلى است و قيام نموده است.
٨٦- «الوارث»:
يعنى او كسى است كه تمام املاك، بعد از نابودى صاحبانشان، به او برمىگردد، چون بعد از فناى خلق تنها او باقى مىماند و بعد از مرگشان، مواريث و املاكشان به او باز خواهد گشت.
٨٧- «البرّ»:
يعنى بر بندگانش عطوف و به آنان احسان نموده، برّش تمام خلق را در برگرفته است.
گاهى اوقات به معناى «صادق» هم مىآيد كما اينكه گفته مىشود: «برّت يمين فلان، يعنى سوگند فلانى راست بود». يا مىگويند: «صدق فلان و برّ، يعنى فلانى راست گفت».
٨٨- «الباعث»:
يعنى او كسى است كه خلق را بعد از مرگشان برمىانگيزاند و بعد از وفاتشان بر مىگرداند و براى جزاء و بقا، زندهشان مىكند.
٨٩- «التّوّاب»:
يعنى كسى كه توبه را مىپذيرد و از گناهان عظيم در مىگذرد به شرط آنكه بنده از آن گناهان توبه نموده بازگردد كه هر گاه توبه بنده تكرار شد، قبول خداوند نيز تكرار مىگردد.
٩٠- «الجليل»:
از جلال و عظمت گرفته شده و معنايش عظمت قدرت و بزرگى مقام است، او جليلى است كه هر جليل ديگرى غير از او، همه كوچكند.
٩١- «الجواد»:
يعنى بخشنده و نيكوكار، كسى كه زياد مىبخشد و زياد نيكى مىرساند.
فرق بين «جواد و كريم» اين است كه «كريم» كسى است كه در صورت درخواست مىبخشد، ولى «جواد» كسى است كه بدون درخواست، عطا
[١] - سوره آل عمران، آيه ١٧٣.