آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٣٠ - و اما در صورت عدم اجابت
از حضرت صادق- ٧- روايت است كه فرمود:
٥٢٨- «انّ العبد الولىّ للَّه يدعو اللَّه في امر ينوبه فقال للملك الموكّل به:
اقض لعبدي حاجته و لا تعجّلها فانّى اشتهى ان اسمع نداءه و صوته، و انّ العبد العدوّ للَّه ليدعو اللَّه في امر ينوبه فقال للملك الموكّل به: اقض لعبدي حاجته و عجّلها فانّى اكره ان اسمع دعاءه و صوته. قال: فيقول النّاس: ما اعطى هذا الّا لكرامته، و ما منع هذا الّا لهوانه»
. يعنى: «بندهاى كه دوست خداست، در بلا و مصيبت دعا مىكند و خداوند متعال به فرشتهاى كه مأمور آن كار است مىگويد: حاجت بندهام را بده اما عجله نكن، چون من خوش دارم صدايش را بشنوم، اما يكوقت بندهاى كه دشمن خداست در مصيبت دعا مىكند، در اينجا ذات اقدس الهى به آن فرشته مأمور مىگويد: با عجله حاجت اين بندهام را برآور، چون من خوش ندارم صدايش را بشنوم. آنگاه حضرت فرمود: اما مردم مىگويند: اين كه حاجتش داده شد، حتما صاحب كرامت بود و آنكه حاجتش داده نشد، فرد پست و خوارى بوده است».
٥٢٩- «لا يزال المؤمن بخير و رجاء و رحمة من اللَّه ما لم يستعجل فيقنط فيترك الدّعاء. فقلت له: كيف يستعجل؟ قال: يقول: قد دعوت اللَّه منذ كذا و كذا و لا ارى حاجة»
. يعنى: «مؤمن هميشه در مسير خير و اميد به حق و رحمت الهى است تا وقتى كه عجله به خرج ندهد كه در اثر آن نااميد مىشود و دعا را ترك مىنمايد. راوى گويد عرض كردم: چگونه عجله به خرج مىدهد؟ فرمود: اينكه مىگويد:
مدتى است خدا را مىخوانم ولى حاجتم برآورده نمىشود».
٥٣٠- «انّ المؤمن ليدعو اللَّه عزّ و جلّ في حاجته فيقول عزّ و جلّ: اخّروا اجابته شوقا الى صوته و دعائه، فاذا كان يوم القيامة قال اللَّه تعالى: عبدى دعوتنى و اخّرت اجابتك و ثوابك كذا و كذا، و دعوتنى في كذا و كذا فاخّرت اجابتك و ثوابك كذا و كذا. قال- ٧-؟ فيتمنّى المؤمن انّه لم يستجب له دعوة في الدّنيا ممّا يرى من حسن الثّواب»
.