آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٩٨ - ٥ - حضرت يحيى بن زكريا(ع)
باشد. چراغ من در شب، مهتاب است و خورشت غذاى من، گرسنگى مىباشد پيراهن من ترس از پروردگار و لباسم پشمينه، ميوه و ريحان من آن علفهايى است كه زمين براى چهار پايان و وحوش مىروياند.
روزها شب مىشود و شبهايم به صبح مىرسد در حالى كه مالك چيزى نيستم با اين وصف در روى زمين كسى غنىتر از من وجود ندارد».
٣- حضرت نوح (ع)
پيرترين پيامبر بود و عمر زيادى كرد كه در بعضى از روايات تا دو هزار و پانصد سال هم نقل شده است، با اين حال در دنيا خانهاى براى خود نساخت، صبح كه مىشد مىگفت:
٢٩٤- «لا امسى
، يعنى: روز را به شب نمىرسانم».
و شب كه مىشد مىگفت: «لا اصبح، يعنى: شب را به صبح نمىبرم».
البته رسول خاتم حضرت محمد بن عبد اللَّه- ٦- نيز همين طور بود، يعنى در مدت حياتش، خشتى بر خشتى ننهاد، روزى ديد يكى از يارانش خانهاى با گچ و آجر مىسازد، به او فرمود:
٢٩٥- «الامر اعجل من هذا»
. يعنى: «مرگ قبل از خراب شدن اين خانه، خواهد رسيد».
٤- حضرت ابراهيم (ع)
آن پدر پيامبران، لباسش از پشم بود و غذايش از جو.
٥- حضرت يحيى بن زكريا (ع)
لباسش از ليف خرما بود و غذايش از برگ درختان.