آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ١٩٣ - پنجم
مالهاى فراوان در كنار من است. در اين حال اشاره كرد به آنچه در اطرافش موجود بود كه عبارت بود از يك بالش، يك شمشير و يك ظرف! ابو ذر (ره) به رسول اللَّه- ٦- عرض كرد: يا رسول اللَّه- ٦- آنان كه از خداوند متعال هراسناكند و اهل خشوع و خضوع و ذكر كثير هستند، از همه زودتر به بهشت مىروند، آن حضرت فرمودند:
٢٨٦- «لا و لكن فقراء المؤمنين يأتون فيتخطّون رقاب النّاس فيقول لهم خزنة الجنّة: كما انتم حتّى تحاسبوا؟ فيقولون: بم نحاسب؟ فو اللَّه ما ملكنا فنجور و نعدل، و لا افيض علينا فنقبض و نبسط و لكن عبدنا ربّنا حَتَّى أَتانَا الْيَقِينُ»
. يعنى: «خير، بلكه مؤمنين فقير در قيامت مىآيند و پاى برگردن مردم مىگذارند، در اين حال مأمورين بهشت به آنان مىگويند: همان جا بايستيد تا حسابرسى شويد، اينان مىگويند: در برابر چه؟ به خدا سوگند! ما چيزى نداشتهايم كه در آن ستم كرده يا عدالت را مراعات نموده باشيم، خداوند متعال به ما نداد تا ما بخشيده يا نبخشيده باشيم، ما بندگى حق كرديم تا مرگمان فرا رسيد».
از امام صادق- ٧- روايت شده است كه فرمود:
٢٨٧- «انّ فقراء المؤمنين ليتقلّبون في رياض الجنّة قبل اغنيائهم باربعين خريفا».
يعنى: «مؤمنين فقير چهل پاييز قبل از اغنيا به بهشت مىروند».
سپس فرمود:
- «سأضرب لكم مثلا انّما مثل ذلك مثل سفينتين مرّ بهما على باخس فنظر في احديهما فلم يجد فيها شيئا فقال: اشربوها، و نظر في الاخرى فاذا هى موقّرة فقال: احبسوها».
يعنى: «براى شما مثلى مىزنم: اين مسأله به دو كشتى مىماند كه بازرسى، گذرش به آن دو مىافتد، يكى را مىبيند چيزى در آن نيست و خالى است، مىگويد: رهايش كنيد برود، اما در بازرسى ديگرى، مىبيند پر است، در اينجا