آيين بندگى و نيايش (ترجمه عدة الداعى) - ابن فهد حلي؛ مترجم حسين غفاري ساروي - الصفحة ٣٦٩ - تنبيه دوم
من در راه خدا انفاق مىكنم، صله رحم مىنمايم و اين را جز براى رضاى خدا انجام نمىدهم، اما وقتى مردم اين كارهاى مرا ذكر مىكنند و ستايشم مىنمايند، خوشحال مىشوم و از خود، راضى مىگردم، رسول خدا- ٦- (اين را كه شنيد) ساكت شد و چيزى نگفت تا اينكه آيه كريمه نازل شد و فرمود:
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً[١].
يعنى: «بگو همانا من هم بشرى مانند شما هستم، بر من وحى مىشود كه معبود شما معبود واحدى است، پس هر كس اميد به ديدار پروردگارش دارد، عمل صالح انجام دهد واحدى را شريك او قرار ندهد».
تحقيق مطلب اين است كه: خوشحالى از اطلاع مردم دو قسم است، «محمود و پسنديده و مذموم و ناپسند» كه محمود آن خود سه گونه است:
اوّل- قصد و هدفش، مخفى داشتن عمل و اخلاص براى خداوند سبحان بود، اما وقتى كه مردم از كارش مطلع شدند مىفهمد كه اين خداوند متعال است كه آنان را مطلع ساخته و عمل جميل را برايشان آشكار كرده تا بندهاش را تكريم كند و تفضلى بر او بنمايد و اين از صفات اوست مگر نمىبينى او را اين گونه مىخوانند كه:
- «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح»
[٢].
يعنى: «اى كه زيباييها را آشكار و زشتيها را پنهان مىدارى».
[١] - سوره كهف، آيه ١١٠.
[٢] - در حديث ٨٣٦ خواهد آمد.